اگر تو نبودی کدام واژه مرا تا عروج می برد؟
اگر تو نبودی سلام را که به لبخند پاسخش می داد؟
نگاه منتظرم راه بر نگاه که می بست؟
از پشت پنجره چشمان من را که می جست؟
اگر تو نبودی کدام واژه به لبهای من گره می خورد؟
سرای خاطره ام راز دار که می بود؟
اگر تو نبودی دلم هوای که میکرد؟
سفر به یاد که آغاز میشد؟
اگر تو نبودی فضای خاطره ام عطر یاد که را داشت؟
کدام شرم نجیبانه آتشم میزد؟
کدام بغض غریبانه گریه سرمیداد؟

اگر تو نبودی به شوق که آغاز میتوانستم؟
به کوی که پرواز میتوانستم ؟
تو را به جان سپیده تورا به سوسن و شبنم
تو را به بارش باران تورا به آبی دریا
تو را به جان شقایق تو را به لاله ی تب دار
تورا به لحظه ی دیدار تو را به هق هق آرام و بی صدا سوگند
بمان ........
بمان که گر تو بمانی بهار خواهد ماند
بمان که گر تو بمانی هزار خواهد خواند
بمان بهانه بودن .....بمان دلیل سرودن......بمان امید شکفتن
که گر تو بمانی دوباره خواهم ماند
دوباره خواهم خواند
برای باور فردا شبانه خواهم راند
بمان که من به شوق بودن با تو
به آفتاب روشن فردا سلام خواهم کرد.....
بمان که گر تو بمانی امید خواهد ماند...........
|
+| نوشته شده توسط
zahra در شنبه 2 اردیبهشت1385
|